مطالعه جدید: اقتصاد خانواده بر مغز کودک اثر مستقیم دارد
زمان انتشار: 18 ژوئن 2026 ساعت 12:08
دسته بندی: فناوری اطلاعات
شناسه خبر: 2966029
زمان مطالعه: 7 دقیقه

مطالعه جدید: اقتصاد خانواده بر مغز کودک اثر مستقیم دارد
بر اساس این مطالعه که در تاریخ ۱۱ ژوئن در مجله علمی Science منتشر شده است، وضعیت مالی خانواده و فرصتهای موجود در محیط زندگی کودک حدود ۱۶ درصد از تفاوتهای عملکرد مغزی کودکان را توضیح میدهد؛ رقمی که از عواملی مانند بهره هوشی، سابقه سلامت و حتی شیوه تربیت والدین نیز فراتر میرود.
دکتر نیکو دوسنباخ، استاد مغز و اعصاب در دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن در سنتلوئیس و محقق ارشد این پژوهش، در یک بیانیه مطبوعاتی اعلام کرد: «ما تصمیم گرفتیم صدها عامل مؤثر بر مغز در حال رشد را در شرایط برابر مقایسه کنیم و برای نخستینبار در این مقیاس نشان دادیم که عوامل اجتماعی-اقتصادی، عمیقترین تأثیر را در میان تمام متغیرهای بررسیشده دارند.»
در این تحقیق، دادههای تصویربرداری مغزی نزدیک به ۱۲ هزار کودک ۹ و ۱۰ ساله مورد بررسی قرار گرفت و با ۶۴۹ متغیر مختلف مرتبط با رشد کودک مقایسه شد. نتایج نشان داد که وضعیت اجتماعی-اقتصادی خانواده قویترین ارتباط را با ساختار و عملکرد مغز دارد.
پژوهشگران همچنین اعلام کردند نواحیای از مغز که بیشترین تأثیر را از شرایط اقتصادی-اجتماعی میپذیرند، همان بخشهایی هستند که نسبت به استرس و کمبود خواب حساسترند. این یافتهها نشان میدهد که شرایط مالی خانواده میتواند بهطور غیرمستقیم از طریق افزایش استرس و کاهش کیفیت خواب، بر رشد مغز کودکان اثر بگذارد.
دوسنباخ در ادامه توضیح داد: «مغز کودکی که در خانوادهای با وضعیت اجتماعی-اقتصادی پایین رشد میکند، شباهت زیادی به مغز کودکی دارد که در شرایط مطلوب اما دچار کمبود خواب و استرس مزمن است. این موضوع به معنای پایینتر بودن توانایی مغز نیست، بلکه نشاندهنده خستگی و فشار بیشتر است.»
وی افزود: «نکته امیدوارکننده این است که خواب و استرس قابل اصلاح هستند. اگر بتوانیم شرایط بهتری برای خواب و کاهش استرس کودکان در خانوادههای کمبرخوردار فراهم کنیم، میتوانیم بخشی از تفاوتهای مغزی ناشی از شرایط اجتماعی-اقتصادی را کاهش دهیم.»
یافتهها نشان میدهد از میان ۴۰ عامل برتر مرتبط با عملکرد مغز، ۳۷ مورد به وضعیت اقتصادی-اجتماعی مربوط بوده است. همچنین در بررسی ساختار مغز نیز ۳۵ مورد از ۴۰ عامل اصلی به همین حوزه ارتباط داشتهاند.
این متغیرها شامل شاخصهایی مانند میانگین درآمد خانوار، مالکیت مسکن، نرخ فقر و دسترسی به حملونقل عمومی در محیط زندگی کودک بودهاند. در کنار آن، عواملی مانند کیفیت خواب، میزان استفاده از نمایشگرها و سطح استرس نیز از متغیرهای مهم شناسایی شدهاند.
اسکات مارک، دیگر محقق ارشد این پروژه و استادیار رادیولوژی در همان دانشگاه، در یک نشست خبری گفت: «من این پدیده را “فیل در مغز” نامیدهام. انتظار داشتم عوامل اجتماعی-اقتصادی مهم باشند، اما نه تا این حد که تقریباً بر همه چیز سایه بیندازند.»
به گفته پژوهشگران، زمانی که اثر عوامل اقتصادی-اجتماعی در تحلیلها کنترل شد، ارتباط میان بهره هوشی و ساختار یا عملکرد مغز بهطور چشمگیری کاهش یافت؛ بهطوریکه حدود ۷۰ درصد از این ارتباطها دیگر از نظر آماری معنادار نبودند.
در بخشی دیگر از تحلیلها مشخص شد که در میان کودکان تکفرزند خانوادههای مرفه نیز، ارتباط میان بهره هوشی و ساختار یا عملکرد مغز تقریباً از بین میرود.
مارک در اینباره گفت: «از روی اسکن مغز کودکان میتوان تا حدی وضعیت اقتصادی خانواده و میزان خواب یا استفاده از صفحهنمایش را حدس زد، اما دیگر نمیتوان بهره هوشی را تشخیص داد، بهویژه زمانی که اثر شرایط اجتماعی-اقتصادی در نظر گرفته شود.»
او در پایان تأکید کرد: «این یافتهها نشان میدهد بهره هوشی بهطور مستقیم ریشه در ساختار نوروبیولوژیک ثابت ندارد، بلکه محیط زندگی کودکان میتواند بهشدت آن را شکل دهد. بسیاری از تفاوتهایی که به عنوان هوش تعبیر میشوند، در واقع بازتاب استرس و کمبود خواب هستند؛ عواملی که قابل اصلاحاند و میتوان برای بهبود آنها اقدام کرد.»














