اهواز، این کلانشهر خسته از وعدهها، امروز بیش از آنکه نیازمند آذینبندیهای نوری و رنگآمیزیهای سطحی باشد، تشنه تدبیر و تغییر واقعی است. هر مسافری که این روزها قدم به خاک اهواز میگذارد، نه مبهوت بیلبوردهای تبلیغاتی میشود و نه فریفته چهلچراغهایی که قرار است زشتیهای شهر را پنهان کنند؛ بلکه نگاهش بر چهرهی تکیدهی شهری میماند که حالش وخیم است. در چنین اتمسفر سنگینی، رفتار اخیر برخی اعضای شورای شهر اهواز، نه تنها تناسبی با وخامت اوضاع ندارد، بلکه نشاندهنده گسستی عمیق میان نمایندگان پارلمان شهری و واقعیتهای کف خیابان است.
شورای ششم شهر اهواز که اکنون در ماههای پایانی عمر خود به سر میبرد، در آزمونی تاریخی قرار گرفته است. اعضایی که تا دیروز حاضر بودند تا مرز انحلال شورا پای شهردار مستعفی بایستند، امروز بدون کمترین درسآموزی از تجربیات تلخ گذشته و بدون توجه به پیامدهای اجتماعی تصمیمات خود، بار دیگر به دنبال آزمودنِ آزموده هستند. شنیدهها حاکی از آن است که گزینهای برای تصدی کرسی شهرداری مطرح شده که دقیقاً از همان کادر مدیریتی شهردار سابق است؛ کسی که حکم خود را از امینی گرفت و مجری همان تفکری بود که خروجیاش وضعیت امروز اهواز است.
پرسش اساسی اینجاست: اگر مدیریت شهری پیشین موفق بود، چرا کار به استعفا و جدایی کشید؟
اگر ناکارآمد بود – که وضعیت شهر گواه آن است – چرا باید با اصرار بر انتخاب گزینهای از همان دایره فکری، شانس تنفس تازه را از اهواز گرفت؟
این پافشاری بر تداوم یک تفکر خاص، آن هم تفکری که منجر به انباشت مطالبات و حتی بروز فجایع اجتماعی شد، چه پیامی برای شهروندان دارد؟
رفتار برخی اعضای شورا در پروسه انتخاب سرپرست شهرداری، پیشنمایشی نگرانکننده از این نوع نگاه بود. شورایی که خطر انحلال را بیخ گوش خود حس میکرد و ضربالاجلهای قانونی را نادیده میگرفت، چنان بر طبل «گزینه ما یا هیچکس» کوبید که گویی بقای نهاد شورا اهمیتی ندارد و تنها نشاندن مهره مورد نظر بر کرسی قدرت اولویت است. این وحدت رویه تاکتیکی اگرچه در ظاهر نشان از انسجام گروهی دارد، اما در باطن باعث ایجاد دوقطبی مخرب و فلجکنندهای در مدیریت شهری طی چند سال اخیر شده است. نتیجه این لجبازیهای سیاسی، انتخاب سرپرست با حداقلِ اختلاف آرا و تنها با اختلاف یک رای و در فضایی پر از تنش بود؛ تنشی که دود آن مستقیم به چشم شهروندان میرود.
نمیتوان از یاد برد که استعفای شهردار سابق با رأی موافق ۱۰ عضو شورا پذیرفته شد، اما اقلیت سهنفرهای همچنان تا آخرین لحظه بر ماندن او اصرار داشتند. این رفتار، یادآور همان جمله معروف شهردار سابق است که گفته بود «یا مرگ یا شورا من را از اهواز جدا خواهد کرد». امروز نیز به نظر میرسد همان روحیه خاص در قالب شعار نانوشته «یا گزینه منسوب به امینی یا هیچ» در حال بازتولید است.
اما این بازیهای سیاسی در خلأ اتفاق نمیافتد. اهواز هنوز داغدار حوادثی است که ریشه در فشارهای مدیریتی و اجتماعی دارد. مرگ دردناک جوان اهوازی بر اثر خودسوزی، تنها یک حادثه نبود؛ بلکه فوران فشارهای متراکمی بود که ناشی از سبک مدیریتی خاص و عدم درک شرایط معیشتی مردم توسط متولیان امر است. وقتی مدیریت شهری به جای تعامل و گرهگشایی، به اهرمی برای فشار تبدیل شود، عوارض آن از لایههای زیرین جامعه به شکل چنین تراژدیهایی بیرون میزند. حال، اصرار بر بازگرداندن همان تفکر مدیریتی بر مسند قدرت، آیا معنایی جز نادیده گرفتن درد مردم و به سخره گرفتن افکار عمومی دارد؟
شورا محل لجبازی نیست؛ خانه مردم و محل تعامل و شور است. مردم از نمایندگان خود انتظار ندارند که مصالح عمومی را قربانی رقابتهای جناحی کنند.اما متأسفانه آنچه امروز دیده میشود،حاکمیت یک تفکر خاص توسط گروهی خاص است که گویی خود را تافته جدا بافته میدانند. سیاسیون و اهل قلم نیک میدانند که این سطح از آشفتگی در مدیریت شهری، تصادفی نیست.
از سوی دیگر، شفافیت مالی به عنوان یکی از اصلیترین وظایف شورا، در هالهای از ابهام قرار دارد. در حالی که تنها چند ماه به پایان عمر این شورا باقی مانده، هنوز گزارش دقیقی از تفریغ بودجه و ریز هزینهکرد عوارض آلایندگی منتشر نشده است. هزاران میلیارد تومان پولی که باید صرف زیرساختهای حیاتی و کاهش رنج مردم میشد، کجا هزینه شده است؟ آیا نورپردازیهای اغراقآمیز آبی و قرمز توانسته است گرد و غبار عقبماندگی را از چهره اهواز بزداید یا تنها چراغی است که بر تاریکی مدیریت شهری تابانده شده و ناکارآمدیها را برجستهتر کرده است؟
اعضای شورای شهر اهواز باید بدانند که آنها یک جزیره جداگانه نیستند. هر انتخاب آنها، هر امضای آنها و هر سکوت یا فریاد آنها، مستقیماً در سرنوشت تکتک شهروندان، در سفرههای مردم و در امید یا ناامیدی جوانان این شهر اثر دارد. تصور اینکه میتوان بدون پاسخگویی به افکار عمومی، گزینهای را صرفاً بر اساس لابیهای پشت پرده و وابستگیهای جناحی تحمیل کرد، خطایی استراتژیک است.
عملکرد امروز شورا، شهر را آبستن وقایع اجتماعی تازهای میکند. اگر نقد حرفهای و ملاحظات سیاسی را کنار بگذاریم، باید صریح بگوییم که آهِ جوانانی که عمرشان در ترافیک سوءمدیریت، در هوای آلوده بیتدبیری و در حسرت توسعهیافتگی تلف شد، دامنگیر مسببان وضع موجود خواهد شد. اهواز دیگر تحمل آزمون و خطا را ندارد؛ بویژه خطایی که تکرار یک فاجعه مدیریتی باشد. آقایان عضو شورا، پیش از آنکه دیر شود، به جای نگاه به منافع گروهی، به نقشه شهری بنگرید که در حال احتضار است. تاریخ و مردم اهواز، حافظه خوبی دارند و روز جزا، جز به جز عملکرد شما را مطالبه خواهند کرد.
23















