یک جای خالی به بزرگی قوی ترین مرد جهان

سحر صیدی بانی:به دنبال معنای اسمش دوباره به سراغ دهخدا رفتیم. نامی غریب داشت. جوانی از اشنویه در آذربایجان غربی؛ سیامند رحمان. خیلی زود به یکی از نمادهای ایران در پارالمپیک تبدیل شد. خیلی زودتر از آنچه فکرش را می کردیم. آمده بود تا بزرگی کند. تا رکورد های شکسته نشده را با دستان بزرگ و لبخندهای به یاد ماندنی اش، به نام ایران سند بزند. هر بار که وزنه را می کرد، قند در دلمان آب می شد که قوی ترین مرد جهان هموطن ماست. پاهایش برای ایستادن یاری اش نکردند اما او هربار قرص تر و محکم تر از قبل وارد مسابقات می شد. مدال ها و افتخاراتش بد عادتمان کردند. به مدالی غیر از طلا از او رضایت نمی دادیم. بزرگترین قاب عکسی که از سیامند رحمان در خاطره ها مانده، همان تصویر لبخندهای دوست داشتنی است.
همه مان برای مسابقاتش لحظه شماری می کردیم. قول داده بود باز هم رکورد المپیک را جا به جا می کند. ما هم که عادت کردیم بگوییم مرد است و قولش. اما فراموش کردیم تقدیر را. تقدیری که حتی قوی ترین مرد جهان را هم به تسلیم وا می دارد. اسفندماه ٩٨، علاوه بر گرفتن جان هموطنان مان، یکی از بزرگترین قهرمانان مان را هم از ما جدا کرد. دعا دعا می کردیم تکذیب شود اما این بار نشد. این بار تقدیر قدرتمندتر از قوی ترین مرد جهان بود. مردی که پولاد سرد در مقابلش وزن می باخت، حالا به راحتی یک آب خوردن تنهایمان گذاشت. خیلی زود آمد، خیلی زود هم رفت. سیامند رفت اما او یک مدال طلا و یک رکود دیگر به ما بدهکار است. پارالمپیک ٢٠٢٠ رسما از امروز ٢ شهریور ١۴٠٠ آغاز شد اما بدون سیامند، بدون آن لبخندها، بدون رکوردهایش. به جز مردم ایران، پارا المپیک هم بد شانس بود که بزرگترین قهرمانش را از دست داد.
۲۵۱ ۲۵۱